تبليغاتX
وبلاگ موجا((دختره عاشق بندری))


وبلاگ موجا((دختره عاشق بندری))


خدایا کمکم کن ..................

تولد جمعه (جمعه ها بی تو چه غمگین است )
سلام امروز جمعه و متعلق به آقا امام زمان /.....دوست داشتم یه مطلبی دز این مورد بزارم یکی از شعر های مرحوم آقاسی

اللهم عجل لولیک الفرج

بار ديگر جمعه اى بود ودلى بود و اميد

 

و تمام چشم ها رو به افق دوخته بود،

 

آسمان هم مكث مى كرد لحظه اى تا بيابى از سفر!

 

اى مسافر تمام قلب ها،

 

       لحظه لحظه سرخى غروب بر قلب هاى بى قرار عاشقان شرر مى ريخت؛

 

و با عبور لحظه ها دل ميان صحن سينه بى تاب تر مى زد،

 

و چشم هاى انتظار خيره تر مى شد،

 

ولى انگار قرار نبود به چشمان خسته عاشقان قدم بگذارى...

 

آرى باز جمعه اى ديگر از جنس تمام جمعه هاى انتظار غروب كرد،

 

امّا در آيينه اشكهاى چشمان كبوتران غريب،

 

 تك سوار آرزوهاى سپيد، جولان نداد.

 

مهربانا، با من بگو تا كدامين بهار بايد جمعه شمارى كنم؟

 

اى مرد جمعه حضور، بيا كه جمعه ها بيش از اين طاقت تنهايى ندارند،

 

بيا كه تمام عشق های زمینی و مجازی هم نتوانست برایمان

 

 جاى خاليت را پر كند!

 

خبر دارى چقدر ياس ها دلواپس تواند؟

 

پيچك ها بر سر پرچين ها در انتظار تو نشسته اند؟

 

و شكوفه هاى اطلسى در جمعه هاى بى كسى بى قراری مى كنند

 

و بلبلان خوش آواز دیگر در اين باغ غمزده آواز نمى خوانند .

 

       و ديرگاهى است که باران امید، خاك زخمى وجودم را نوازش نداده است!

 

جمعه ها در تمام سال ها و فصل ها عيد من است،

 

عيد تمام لحظه هاى منتظران،

 

بيا كه عيدى سبزمان، حضور بهارى توست!

 

مولا بگو كدامين جمعه مى آيى؟

 

كدامين ماه، كدامين فصل سبز،

 

بگو تا تمام كوچه هاى بى عبور دلم را با مژه هاى پريشان و اشك ديدگانم

 

 آب و جارو كنم،

 

اگر چه من تمام جمعه ها در انتظار تو نشسته ام،

 

و تمام لحظه ها را در انتظار تو نشسته ام،

 

اما هنوزچشم من منتظر و بارانى مانده پشت همه پنجره ها!

 

 اندازه اى يك جمعه فقط مانده تا زمزمه ی پنجره ها

 

تا نيايى دل بى طاقت من به خودش رنگ عدم مى گيرد پا به پاى همه

 

منتظران غروب تمام روزها دلم مى گيرد ولی بیشتر از تمام روزها،

 

   عصر آدينه دلم مى گيرد.

نویسنده: موجا ׀ تاریخ: جمعه هفدهم آبان 1387 ׀ موضوع: مناسبت ها ׀

موروک گلمپا

 

موروک گلمپا : هنرمند شدن هنر نیست هنرمند ماندن هنر است

موجا : سلام اگه میشه خودتون و معرفی کنید و بگین که از کی و چه طور به تئاتر اومدین

موروک :محمد رضا اقدسی مینابی هستم.متولد 16 فروردین 1368.در شهر زیبایی به نام آنامیس.من از سال 1385 با تئاتر سلام کردم.و تا جواب سلامم رو هم نده ولش نمیکنم.در سال 1385 به در خواست یکی از دوستانه تئاتریم وظیفه ی طراحی بروشور نمایششون رو بر عهده گرفتم و به این طریق وارد فضای تئاتر شدم.به تئاتر علاقه مند شدم.ولی اصلا فکرشم نمیکردم که خودم یه روزی بالای صحنه برم.اجراهای دوستان رو میدیدم و از اجرا لذت میبردم.کسب مقام سوم در طراحی بروشورجشنواره سوره همون سال باعث شد که فعالیتم رو در تئاتر بیشتر کنم و کم کم احساس میکردم که میتونم بالای صحنه هم برم اما میترسیدم.

موجا: اولین کارتون رو کی و با چه کسی شروع کردین ؟

موروک :بعدش در بهمن ماه سال 85 به درخواست استاد حسن سبحانی برای نمایش میدانی به گروه آنامیس میناب پیوستم .اولین اجرا رو با 6000 تماشاگر برگزار کردیم شب خیلی خوبی برام بود .هیچ وقت این خاطره رو از یاد نمیبرم. برای اولین بار در استان توانستیم با نمایش کاروان شهدای کربلا که در باره ی اتفاق شب شهادت امام حسین و کودکان و یتیمان امام حسین که همراه با الم و تابوت و رسم و رسوم مذهبی میناب همراه بود

موجا : خب بعد از اون چه کارایی رو کردین ؟

موروک :بعد از اون کار توسط دوستان دیگر پیشنهادهای زیادی داشتم و تونستم در جشنواره ی تئاتر فردا که به میزبانی میناب برگزار میشد در 3 نمایش ایفای نقش کنم و نشون دادم که میتونم خودم رو بالاتر هم بکشم. صبح تا شب رو در فرهنگسرای میناب شب میکردیم و یه جورایی به تئاتر انس گرفته بودم . اولین جشنواره ی خارج از استانی بهترین جشنواره و پر خاطره ترین جشنواره ی عمرم بود .نه تنها برای من بلکه برای استانمان ..مرداد ماه 1386 به عنوان 10 نمایش برتر کشور به جشنواره ی تئاتر سواران عشق به میزبانی خمین شهر اصفهان راه پیدا کردیم .با نمایش جاریده که از آداب و رسوم میناب و استان میگفت که همراه با ساز و دهل همه تماشاگران را به دور خود جمع میکرد و در پایان جشنواره تونستیم با قاطعیت به مقام اول دست پیدا کنیم و به صورت مستقیم با جشنواره ی بین المللی تئاتر فجر راه پیدا کنیم در این جشنواره تونستیم مقام اول کارگردانی .نویسندگی .طراح صحنه .طراحی بروشور .بازیگری مرد اول و سوم و موسیقی رو کسب کنیم .موفقیتهامون همراه با صدف در سال 86 تمامی نداشت و تونستیم در جشنواره تئاتر مریوان با نمایش بومی مذهبی علمدار باز هم به جشواره ی تئاتر فجر انتخاب بشیم یعنی گروه صدف تنها نماینده ی استان اون هم با 2 نمایش . این همه افتخار آن هم در 1 سال سبب شد تئاتر شب و روزم رو پر کنه .فکرش رو هم نمیتونستم کنم که دارم به بزرگترین جشنواره ی تئاتر میرم.جایی که باید با نمایش هایی از ایران و سایر کشورهای جهان رقابت کنیم .با بچه ها هم قسم شدیم که بهترین اجرای خود را به نمایش بزاریم.تا جواب کم کاری مسئولین استانی رو بدیم. بعدش تونستیم در روز دوم جشنواره به نمایش برتر در اون روز انتخاب شیم ...افتخاری که تا الان به خودم افتخار میکنم.شاید بیشتر افتخاری که با زجرو گرفتاری کسب میشه خیلی لذتبخش تره .

موجا: چرا از تئاتر میناب جدا شدین و به مرکز استان اومدین ؟

موروک :از تئاتر میناب باید ناخدآگاه جدا میشدم .بنا به مشکلات خانوادگی به بندرعباس اومدم تا اینجا تئاترمو ادامه بدم .آشنایی با محیط اینجا برام سخت بود .کم کم به بچه ها عادت کردم و تونستم در نمایش مریم در جشنواره ی تئاتر سوره سال 86 ایفای نقش کنم .در سال 87 نیز با نمایشهای راز شیر و پری رویای من به کارگردانی علی رحیمی در 2 جشنواره ی معتبر استانی شرکت کنم .

موجا : میشه اسم نمایشهایی که ایفای نقش کردین چه به عنوان بازیگیر ، بازیساز و یا هر چیز دیگه روبگین؟

اسم نمایشها:

کاروان شهدای کربلا - سکوت - رویای بسته شده به اسبی که از پا نمی افتد -دستمال من زیر درختجه ی کرت گم شده -ام الداس - محمد - علمدار - جریده -بر شانه های شب - آرزو - مریم -راز شیر - پری رویای من - شمر - زینب

موجا : چه سبکی رو دوست داری و کدوم نمایشی رو که بازی کردین بیشتر دوست دارین؟

موروک :اکثر نمایش هایی که بازی کردم مذهبی بودن. به کارای مذهبی علاقه خاصی دارم بهترین نمایش هم نمیشه گفت آخه من همه نمایش هایی که توش بازی کردم رو دوست دارم. ولی از همه بیشتر زینب .در ضمن با نمایش زینب در تیر ماه 87 به جشنواره ی سراسری بانوان در تهران راه پیدا کردیم.

موجا : تئاتر رو توی این 2 سال چه جور دبدین ؟ همکاری مسئولان شهری و استانی رو چه جور دیدین؟

موروک : طی این 2 سال سختی های زیادی رو متحمل شدیم .باید 1 ماه قبل از اینکه به جشنواره های خارج استانی بریم به اداره کل ارشاد میرفتیم و دست گدایی دراز میکردیم تا کمک هزینه سفر به شهرستان ها رو بگیریم.با این همه افتخار برای استان توقع داشتیم که به ما بیشتر توجه بشه .ولی کسی تا حالا در استان حتی اسم گروه ما هم به گوشش نخورده.باید بیشتر توجا بشه تا بتونیم برای استانمون افتخار کسب کنیم .

موجا :خاطره ی بدی هم از این دوران داری؟
موروک : بد ترین حاطره ی این چند سال از دست دادن یار همیشگی تئاتر میناب مرحوم عقیل خاکساری مدیر اداره ارشاد شهرستان میناب بود که شوک بسیار بزرگی رو به هنر میناب وارد کرد. واقعان که میناب به همچین مرد بزرگی احتیاج داشت

موجا : بهترین خاطرات از بودن در کنار تئاتر:

موروک :خاطرات خوش رو در کنار تئاتر زیاد لمس کردم یکی از خاطرات خوبی رو که هیچ وقت فراموش نمی کنم . در جشنواره فجر بود وزمانی که نمایش لمنوس رو میدیدم . لمنوس کاری مشترک از ایران و مکریک بود که کارگردانی اون رو رائول از مکزیک بر عهده داشت در اون نمایش هنر مند خوب شهرمون الهام میرزاپور هم بازی می کرد . زبان نمایش به زبان مکزیکی بود نکته ای که مرا مجذوب خود کرد خواندن بیتی از ابراهیم منصفی توسط الهام میرزاپور بود که من رو توی سالن بزرگ تئاتر شهر تهران به شوق اورده بود. خیلی احساس خوبی داشتم شاید من تنها کسی بودم که توی این لحظه می فهمیدم این چی میگه می خواستم و بلند شم بگم من فهمیدم. بعد از کار هم رفتم به خانم میرزاپور و رائول به خاطر نمایش خوبشون تبریک گفتم .

موجا :به غیر از تئاتربه هنر دیگه ای روی نیوردی؟

موروک :هنر خاصی که نه ولی در سال 77 رتبه اول مسابقات قرآن شهرستانی در میناب رو در رشته ترتیل کسب کردم . دو سال یعد هم در همین مسابقات شرکت کردم که سوم شدم.

موجا :تئاتر رو مدیون چه کسی هستی ؟ و چه حرفی به علاقه مندان به تئاتر داری؟

موروک : جا داره از زحمت استادان بسیار عزیزم حسن سبحانی.علی رحیمی.باقر رمضان زاده . محمد اختیاری ،حبیب ناصری .و پسر عمه ی عزیزم عبدالکریم حمزوی تشکر کنم.. جا داره از همهی تئاتریهای میناب تشکر کنم.مینابی ها استعداد زیادی دارن.نباید از بازی زیبای کوروش زارعی در سریال حضرت یوسف و بازی هنرمندانه ی سرکار خانم آزادی در سریال این سوی دریا آن سوی خاک چشم پوشی کرد. به دلایل مشکلات کاری که داشتم و دارم کمتر میتونم به تئاتر برسم و الان حدود 2 ماهه که به طور موقت از تئاتر کنار کشیدم .خیلی هم این 2 ماه برام سخته ...انشاالله تا 1 ماهه دیگه همون موروک گلمپای سابق را میبینید.شاید هم بهتر.آخه این چند مدت در حال مطالعه در مطالب و کتاب ها در باره ی تئاتر بودم.  یه خبر خوش هم به مردم استان اینکه به امید خدا اگه مشکلاتی جلوی راهمون پیدا نشه دعوت نامه از پاریس برای حضور در همایش بزرگی بین المللی دریافت کردیم که به امید خدا بهمن ماه عازم فرانسه خواهیم شد. 

موجا : وسخن آخرت رو به مسئولان بگو:

موروک : تئاتر یعنی عشق+ ضرر

عشق را از ما نگیرید ولی ضرر این علف هرز رو از بین ببرید.

خیلی ممنونم که بنده رو برای مصاحبه انتخاب کردین

( عکس از ایمان سالاری)

www.Sadaf-Minab.com

نویسنده: موجا ׀ تاریخ: چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 ׀ موضوع: ׀

(((خبر جدید ))))
سلام بچه ها ....کلیپ تصویری بزار بگن جدید و فوث العاده زیبای سعید عذاب..کینه ..وحید G از رپرای بندر که دیروز فیلمرداری شده به زودی از همین وبلاگ پخش اختصاصی میشه ...قبل از سایت


راستی بچه ها حتما به تئاتر ضامن آهو برید ..... اگه وقت داشتم میرم حتما و خبر تهیه میکنم.

 

 

نویسنده: موجا ׀ تاریخ: سه شنبه چهاردهم آبان 1387 ׀ موضوع: ׀

نقاشی های موجا
سلام بچه ها امروز چند تا از نقاشی هامو گذاشتم واستون امیدوارم خوشتون بیاد البته اینا قدیمی هستن اما واسم ارزش دارن و به عنوان یادگاری به یه نفری هدیه دادم..

راستی روز دانش آموز هم بهتون تبریک میگم ....به ما روانویس دادن  ...خبر رسیده که به دخترای دبیرستان نشاط سیم کارت ایرانسل دادن...به قول سعید عذاب شارج میدادن بهتر بود

موجا 1



موجا

نویسنده: موجا ׀ تاریخ: سه شنبه چهاردهم آبان 1387 ׀ موضوع: هویجوی ׀

تبریک
سلام بچه ها روز دختر رو به تمامی دخترای جهان تبریک میگم.... به مناسبت روز دختر جشنی با حضور آقای شهاب مرادی در سالن فجر برگزار شد ...با برنامه های زیبا و متنوع..... اما به دلیل درس و کلاس من نتونستم برم و از محضر آقای مرادی بهره ببرم..

امسال اولین سالی هست كه روز دختر در ایران داریم

پنج شنبه دوم آذر ماه مصادف با اول ذیقعده ولادت حضرت فاطمه معصومه و روز دختر هست

نویسنده: موجا ׀ تاریخ: جمعه دهم آبان 1387 ׀ موضوع: مناسبت ها ׀

مصاحبه با فرشاد

سلام بچه ها امشب براتون مصاحبه با فرشاد خواننده ی پاپ که عصر باهاش مصاحبه کردم رو گذاشتم... آقا فرشاد رو فکر کنم بیشتر دانش آموزا که پارسال در جشنواره ی تیزهوشان شرکت کرده بودن بشناسن.. که با آنتی و کولونل آهنگ ایران ما رو اجرا کردن.

آهنگا رو میتونید از سایت :www.bndsaz.com دانلود کنید

موجا:سلام آقا فرشاد خودتو معرفی میکنی؟
-- سلام..من فرشاد ...19 ...از بندرعباس

موجا::چند ساله که در زمینه ی موسیقی فعالیت میکنی؟

--تقریبا 1 سال از اولین کاری که پخش شد میگذره.

موجا::اولین کارت با کی بود؟؟چطور شد که خواننده شدی؟؟ در مورد اولین کارت توضیح بده و بگو چطور بهت پیشنهاد شد..

--اولین کارم با گروه سیگنال بود.من از بچگی به موسیقی علاقه مند بودم و میخواستم یه خواننده یا موسیکین قوی بشم.اسم اولین کارم گرگ و میش بود.من میخواستم اون کارو با یه گروهی که از قبل موسیقی رو داشتم انجام بدم.

موجا::ساز هم میزنی؟

--آره من گیتار میزنم اما نه در حد زیاد حرفه ای.

موجا::خوبه  ..خوب چه سبکی میخونی؟؟رپ یا پاپ؟

--من پاپ میخونم .علاقه ای به رپ خوندن ندارم.

موجا::ok.......در حاله حاضر با چه گروهی کار میکنی؟

--من با هیچ گروهی کار نمیکنم.کارای اولم هم با همراهی گروهه سیگنال بود.من هیچ وقت خودم رو محدود نمیکنم.

موجا::خیلی خوبه...یعنی جدا هستی دیگه؟؟
--آره مستقلم

موجا::تا حالا کلا چند تا کار داشتی.؟؟اسماشو بگو.

--3 تا کار داشتم .اولیش که گرگ و میش بود.دومیش ایران ما بود .اونم با گروه سیگنال انجام دادم.سومیش که موسیک چتر بود که با دنجر و خالص انجام شد.

موجا::کدوم کارو بیشتر دوست داری؟؟
--گرگ و میش.با اینکه تنظیم ضعیفی داشت اما خیلی دوستش دارم.در آینده با تنظیم جدید و بدون رپ اجرا میکنمش.چون واسه کسی خوندمش که.....

موجا:: آها... شعرا رو خودت میگی؟؟
--خودم شعر میگم اما واسه اجرا ضرورتی نمیبینم که حتما شعر ماله خودم باشه.شعره قشنگی باشه میخونمش.

موجا::لقبی هم واسه خودت انتخاب کردی؟
--کاره اول رو که انجام دادم نمیخواستم کسی بدونه که من کارو اجرا کردم.چون میخواستم هر کسی کار رو گوش میده نظر واقعیشو در مورده کار بگه.اما بعد از اون اسم خودم رو میگم.فکر نمیکنم نیازی به لقب داشته باشم.

موجا::خودت از کدوم خواننده..بازیگر خوشت میاد؟؟

--من زیاد فیلم نگا نمیکنم..اما از صدای خیلیا خوشم میاد....میخوای همش رو بگم/؟؟

موجا::آره

--امیر .رضایا..تتلو..انوش...بهنام...صفاریان...احسان خواجه امیری...مهدی مدرس...مهدی اسدی...مهران مستی...بازم بگم؟؟؟ اینا داخلیا بودن..

موجا::خوبه.چقدر زیاد...الان درس میخونی؟؟؟ دوست داری چیکاره شی؟؟

--دانشجو هستم..عمران میخونم..واسم فرقی نمیکنم چیکاره بشم..اما دوست دارم آدمی باشم که جلوی خوانوادم شرمنده نباشم.

موجا::انشااالله موفق باشی.

--ممنون

موجا::حرفی واسه مردم داری؟
--واسه همشون آرزوی موفقیت میکنم.و دوست دارم از تمام لحظه های زندگیشون لذت ببرن.

موجا::مرسی که وقتتو گذاشتی.

--خواهش میکنم..............

by3 by3 .............bye

نویسنده: موجا ׀ تاریخ: سه شنبه هفتم آبان 1387 ׀ موضوع: مصاحبه ها ׀

خاطرات موجا

دوست دارم مثل زمان بودنت گریه کنم اشکامو مثل یه مروارید بهت هدیه کنم

دوست دارم سادگیتو مثل روزای کودکیت شبای مهتابی رو مثل یه قاب نقاشی

همیشه جلوم بزارم و بگم دوست دارم اینه حرفای دلم فقط به تو ای .........

زیر ذره بین چشمات همیشه بودم ولی به جای بزرگ شدن تو ذهن تو کوچیک شدم

دلم به دریای غروره تنهایی زدم اما بازم تنها شدم

دوباره با خاطراته روزای تلخ مدرسه که چه جوری توی امتحانه سخت قلب تو قبول بشم

اضطراب داشتم و هی تا صبح جزو ه ی خاطراتو هی برگ میزدم

سخت بود اون املای عشقت با تمومه این بازم موندم و گفتم که هنوز دوست دارم

دلم خوش کردم و گفتم من شبا رو داشتم ..تو خوابم من میدیدمت شاید این همون باشه راهی برای موندنت

روز دادن نمره ها من دیدم به جای عشق تو به من کینه دادی....چشاتو بستی و گفتی تو همش کم میاری

با چشم گریون دوباره توی قلبمو نگاهی کردمو نمره ی قرمزمو نشون تنهاییم دادم .....

حالا فهمیدم رقیب داشتم....رقیبی که با تقلب و رشوه ای به نام عشوه از من جولو زده بود....واسه همین اون دیگه تو گناهه رشوه گیری غرق و کور شده بود....رفتم این دفعه من چشمامو بستم و از این دنیای تاریک و کثیف رها شدم

...فقط قبل از رفتن دوست دارم بگم که من دوست دارم چشما و گوشم رو هدیه کنم به کسی که نابینا شد و منو ندید....به کسی که صدای ناله ی دردم رو نشنید.....تا بفهمی موجا حتی اگه رفت بازم دوست داره میره تا تو دوباره اون مهربونه صادق بشی...

نویسنده: موجا ׀ تاریخ: دوشنبه ششم آبان 1387 ׀ موضوع: ׀

نظر خواهی

سلام......بچه ها.....قبل از ماه رمضون برنامه ی شوک پخش شد...نمیدونم چی باید بگم میدونم خیلی ازش گذشته اما ذهن منو خیلی به خودش مشغول کرده ... هم دلم واسه دیدن آخر و عاقبتشون سوخت هم اینکه خودم که با رپرای زیادی در ارتباطم میدونم واقعا بعضیا خراب شدن..... البته اینجوری نبودن ما کم کم طرز فکرشون عوض شد..... دوست دارم نظرتون رو در این مورد بدونم.....

 

نویسنده: موجا ׀ تاریخ: دوشنبه ششم آبان 1387 ׀ موضوع: هویجوی ׀

باز گشت
آغاز

 

سلام بچه های ایران..من بر گشتم ....میخوام بازم شروع کنم .تو این مدت خبرای زیادی در مورد زلزله و بازگشایی مدارس داشتم اما حیف که نتونستم بیام و وبلاگم رو آپ کنم.... حالا اومدم که بگم دوستتون دارم.................... و باز با یاد خدا شروع میکنم....


آیا ارتباط های قبل از ازداج سازنده و مفید است یا خیر مخرب؟
سلام دوست عزیز
نمی دونم تاریخ مصرف سوالت هنوز هست یا نه
اما میخوام بگم که ارتباطات همیشه در روابط بهتر کارساز بوده اند اما در خصوص روابط قبل از ازدواج باید بگم که اصلا اصولی نیست و ارتباط قبل از ازدواج در بعد از ازدواج موفق نبوده است.
به خاطر اینکه این ایرتباطات بر پایه احساسات و عشق موقت بنا میشه و دختران و پسران بدون توجه به مسائل به رفتارهای بیرونی اهمیت میدهند
و این اعمال بعد از ازدواج و یکنواخت شدن افراد در پیش هم تبدیل به تناقض و حس برتری طلبی میشوند که خود شروع اختلافات میشه.
و بیشتر اینگونه ازدواجها که با روابط دوستانه و عاشقانه شروع شده اند با شکست مواجه بوده اند.


ارتباط قبل از ازدواج اگر سالم و بدون سوئ استفاده از طرفین باشد خوب هست ولی اگر در ارتباطا ت زیاده روی بشه واز حد خود خارج بشه مطوئا باشید سود که ندارد زیان بار هم هست


هم خوبه و هم بد خوبی بخاطر اینه که می تونیم خودمون رو توی جامعه بهتر پیدا کنیم و طرز حرف زدن در این جامعه رو در بین همه خوب و بهتر کنیم
بدی این هم اینه که به یه مشکلاتی بر می خوریم مثل ارضای جنسی به جنس مخالف که وقتی نزدیک اونها هستیم شدید
می شه و به راههای بدتر کشیده می شه ولی می شه یه کمی درست و جلوی اونها رو گرفت

بقیه در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
نویسنده: موجا ׀ تاریخ: دوشنبه ششم آبان 1387 ׀ موضوع: روانشناسی ׀